سلام دوستان
نمي دانم سرودن يك غزل پس از دو سال چه حسي دارد
هرچند كه...
فقط اميدوارم تمامی دوستان نقد کنند:
با ديگران با عالم و آدم سخن گفتيم
با واژه هايی در هم و برهم سخن گفتيم
از دشمني, از تيرگي, از روزهاي تلخ
از چيز هايي كه نمي دانم سخن گفتيم
اين آسمان آبيست, زير پايمان سبزاست
هرچند, ازخاكستري, از غم سخن گفتيم
درپيش روي"شرم" ـ اين مهمان ناخوانده ـ
پيوسته در آينده اي مبهم سخن گفتيم
ما دوستان ناصميمي از درون خود
كمتر براي هم, براي هم,سخن گفتيم
بگذار راه تازه اي را پيش روگيريم
ازدوستي ,از مهرباني كم سخن گفتيم...